![]() |
![]() |
|
| ترانه ها و شعر و دل نوشته ها |
|
نوشته های پیشین
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
روزي در فاصله ها در انتظار خواهم مرد
روز سي ام يا اولِ يك بهار خواهم مرد در سكوت و تنهايي و دلتنگي در قفس بي پنجره بي قرار خواهم مرد با پرنده ي اسير سقوط خواهم كرد در نقطه صفر يك مدار خواهم مرد پابرهنه روي خاك داغ اين كوير يا در جاده اي پر گرد و غبار خواهم مرد دير يا زود چه فرقي ميكند اين حرف اين است كه هر لحظه هزار بار خواهم مرد بي تو من تهي از حس گرم و اكسيژن و آب بي تو روزي خالي از اعتبار خواهم مرد... |
|
RSS
|