تبليغاتX
روز سی ام

تو تمام وجود
تاريخ: جمعه بیست و چهارم اسفند 1386 ساعت :11:26

تو تمام وجود

 

هر كس كه دلي داشت به دلدار سپرد

اين دل نفرين شده ي ماست كه تنهاست هنوز...

 

عيد داره مياد ميخوام روز دوم فروردين همه رو بفرستم به ديد يا احيانا بازديد!! خودم تنها تو خونه بشينمو و ساز دلتگيمو بردارمو با بغض تنهاييم همصداي اندي بخونم :

 

بگو بيهوده نبوده اگه عاشق تو بودم

     نگو عمر من تباه شد اگه اسم تورو خوندم

            نگو اشتباه ميكردم همش از رو سادگي بود

                   نگو عشق من تموم شد كه تو دستات زندگي بود.

 

اين هم ترانه اي كه در غروب  لحظه ها گفتم

 

لحظه ي رفتن تو هيچوقت از يادم نميره

     وقتي كه يادت ميافتم دلم از غصه ميميره

ياد روشني چشمات كه تو شب پرسه مي زد

     اشكاي خسته و خيسم روي گونم بوسه مي زد

بعد رفتنت عزيزم عكساتو نگاه ميكردم

     پا به پاي ابر خسته تا به صبح گريه ميكردم

داغ كهنه دل من واسه ي هميشه تازس

     نيم نگاهي به گذشته واسه گريه هام اجازس

بعد رفتنت عزيزم صداي پرنده اي نيست

      تو كتاب سرنوشتم غير تو برنده اي نيست

شب رفتن تو اما قناري آواز نميخوند

    ماه روشن تو شب من توي آسمون نميموند

اون شب انگار واسه گريه اشكاي ابرا كم اومد

      توي خونه بي تو اما بوي كابوس غم اومد

شب رفتنت نوشتم روي برگه خيس نامه

     بعد رفتنت عزيزم ديگه وقته گريه هامه

اون شب انگارهر چي غم بودو به دل من ميسپردن

       ماهياي توي تنگم مثل من غصه مي خوردن

شب رفتنت تو اما چرا خدا حافظي كردي؟

    بايد اون شب ميدونستم كه ديگه بر نميگردي

بي تو از خودم شكستم از نفس دس كشيدم

      چرا از غصت نمردم به تو هرگز نرسيدم؟

شب رفتن اولين بار تو ترانه هامو خوندي

     ديدي كه تنها دليله عاشقيم فقط تو بودي

شب رفتنت يه داغه كهنه و هميشه تازه

     شايد ديدنه دوبارت منوباز از نو بسازه

 

** ميون اين همه جملات زيباي اس ام اسي كه مدتيه  باب شده نميدونم چرا اين جمله از فرانكلين منو بيشتر مجذوب خودش كرده

 

" آنان كه آزادى را فداى امنيت مى كنند، نه شايستگى آزادى را دارند و نه لياقت امنيت را"

 

** گهگاهي با خودم ميگم چه خوب بود اگه اعمال ما مثل حرف زدنمون خوب و سنجيده بود. خيلي وقتها خيلي خوب حرف ميزنيم ولي نوبت به عمل كردن كه ميرسه ...كم مياريم(قابل توجه نمايندگان منتخب مردم).

 

** موقعي كه از راي گيري مي اومدم نگاهي به انگشتم كردم و با خودم گفتم اي كاش موقع به دنيا اومدن هم حق انتخاب داشتيم : مثلا از ما ميپرسيدن اي موجود سر بسته خدا آيا حاضريد 

شما را به عقد موقت دنياي خاكي و باد در آورم ؟!!

من اون موقع ميگفتم با اجازه دلم نه خير

 

 

**عيد دوباره سر وقت ميخواد بيادو وقت شناسيشو به ما نشون بده عيد ميخواد بيادو ما ميخوايم بريم خونه ي كساني كه عيد گذشته بودنو ديگه نيستند بوي عطر حضورشون و فكر نبودشون ميخواد مارو آزار بده و تو گوشمون بخونه كه تا دنيا هست همينه.

دوباره ميخوايم ياد خاطره ها بيافتيم ياد تخم مرغ رنگي مادربزرگ ياد خنده هاي با هم بودن ياد گذشته هاي دورونزديك ياد خاطره هايي كه با يادشون تو دلمون جملات تكراري "اي كاش ميشد به عقب برگشتو" زنده ميكنه. ياد خاطره هاي شيريني كه يادشون فقط تلخيه امروزمونه. حسرت ميخوريم كه چرا خاطره ها تموم شدند  شايد تنها درد مشترك ما آدما همين باشه "حسرت كشيدن".

 

 همه جارا

زمین را

معبد را

آسمان بی من را

خیال گم شده در هجوم غم هاي بي روشن را

نیمکت چوبی کنار درخت را

تمام لحضات سخت  را

کلبه کنار ساحل را

گوشه گوشه ي اين دل را

همه جا را

همه جارا گشتم

تا در تو خود را گم کردم

 

شخصي را به جهنم مي بردند . در راه بر مي گشت و به عقب خيره مي شد . ناگهان خدا فرمود : او را به بهشت ببريد . فرشتگان پرسيدند چرا ؟ پروردگار فرمود : او چند بار به عقب نگاه کرد ... او اميد به بخشش داشت...

 

**مدتيه تصميم دارم سيستممو به كلي عوض كنم و يه سيستم ديگه تو مايه هاي هفتصد تا نهايتا هفتصدو بيست! بگيرم كسي پيشنهادي درمورد نوع قطعات ( البته منهاي مانيتور ال سي دي سامسونگ 1731) نداره ؟ (هم اكنون منتظر كمك هاي سبزتان هستيم)!!

 

و در آخر براي همتون سال خوبي رو آرزو ميكنم نميخوام ناشكري كنم ولي اين دو سال واسه من سالهاي بدي بود. به هر حال اميدوارم تو سفره هفت سين دل هیچ کدومتون جای سعادت خالي نباشه و سكوت قلكتون پر از صداي سكه باشه! سكه اي از جنس فرياد.

 

تو تمام وجود

 

 

نوشته شده توسط فرهاد خسروی | موضوع: | لينک ثابت |
من فقط...تو تمام
تاريخ: پنجشنبه نهم اسفند 1386 ساعت :10:56

* ای غم های بی نفس با شمام لطفا نباشید

آماده ی رفتن شوید با من نباشید

بردارید دستتان را از سر این مرد خسته

گم شوید از ذهن من اصلا نباشید

باشید یا نباشید دور و بر اصلا مهم نیست

فقط دیگر وصله ی این تن نباشید

میروم لحظه ای بیرون تر از خود

وقتی برگشتم در دلم حتما نباشید

من بی شما راحت ترم آسوده خاطر

حتی برای لحظه ای فکر ماندن نباشید.

 

* گهگاهی آرزو میکنم کاش انسان سراسر فراموشی بود.

* تا حالا از خودتون پرسیدید تو زندگی دنبال چی هستید؟ من خودم دنبال آرامشم عمریه آرامش خودمو بهم زدم تا به آرامش برسم.

* به نظر من بدترین چیزها تنهاییه اگه سند شش دانگ جزایر هاوایی هم !!! به نامت باشه و اما تنهای تنها باشی پشیزی نمی ارزه مگه نه؟؟

*

* درد من تنهایی من نیست درد من نبودن توست به قول رضا میر فخرایی درد شب نبودن خورشید نیست درد شب تاریکی ستاره هاست. تو خورشید نیستی فقط نبود تو سبب تاریکی این ستاره هاست.

*

* بعضی وقتها میگم ای کاش در گذشته روزهای خوبی نداشتم اینطوری الان مجبور نبودم حسرتشونو بخورم.

این هم شعر دومم که بی دلیل نوشتم...

* من تمام اشکم و شعر و نگاه

تو فقط گوشه چشمی و نیم نگاهی و گذری

من تمام غصه و درد و ناله و آه

تو فقط نگاهی میکنی و می خندی و دل می بری

من میخوانم از بوی تو و خلوت من

تو دائم جلو چشم من در سفری

من سراسر غروب و بی امیدی و شب

تو طلوع سپید روشنی یک سحری

تو سراسر در قلب ترک خورده ی من

گرچه از فکر من به خودت بی خبری

من عاشقت بودم و هستم و خواهم ماند

گر چه از حضور تو دیگر نیست اثری

من فقط رفتن و گریه و بی تو ماندن

تو فقط می آیی و می خندی و دل می بری و میگذری

 

*... رفتیم پمپ بنزین که بنزین بزنیم یه دفه دیدیم کارت سوخت سوخت! پیگیری کردیم گفتن سه هفته ی دیگه میاد کارت جدید!! به من غلامحسین ببخشید الهام شده که بزک نمیر بهار میاد کارت سوخت قبل از عید میاد؟! ظاهرا مسافرت نوروزی کنسل ...

راستی از همتون میخوام تو انتخابات شرکت کنید و مقابله به مثل نکنید!! اونا وظیفه ی خودشونو نمیدونن ما که میدونیم!!

نوشته شده توسط فرهاد خسروی | موضوع: | لينک ثابت |