تبليغاتX
روز سی ام

سكه تقلبي!
تاريخ: جمعه پنجم بهمن 1386 ساعت :7:32

بي تو چه ميتوانم باشم جز يك عاشق..

 

خييليا ميگن زندگي شبيه يه سكه است دو رو داره يه طرفش شاديه يه طرفشم غم. اما سكه زندگي من انگاري هر دو طرفش غم و غصس ! نميدونم چرا ولي شايد سكه زندگيم يه سكه تقلبي باشه!!!

 

تو سريال شب دهم ياور يه ديالوگ زيبايي داشت كه حيفم اومد اينجا نگم

 

" هر كه از پول گذشت از پل گذشت"

 

بعضي وقتا بعضي از دوستان بهم ميگن كه تو كه داري اداي آدماي غمگين و پر درد ودلتنگ و تنهارو درمياري!! چرا طنزم مينويسي شعر طنز ميگي ميخندي و از اين جور تهمتها!! انگاري اين عزيزان نميدونن كه:

آنچه از سيماي من پيداست غير از درد نيست *** گر چه گاهي زير يك لبخند پنهان ميشود.

 

با توام تو... تو كه زمان بخش همه افعال من بودي تو كه با آمدنت روز بيست ونهم يك زمستان سرد را از من گرفتي و تازگي را به من هديه دادي. تو كه خوبترين بهترينها بودي و هستي ... با توام ...تو... تو كه شروع يك طلوع بودي تو كه آغاز يك پرواز بودي...تو همه زيباييها بودي و اما ... اما فقط يك چيز نبودي ... تو مال من نبودي ... تو براي من فقط يك رويا بودي..

ميگن اميد دارويي است كه شفا نميدهد اما درد را قابل تحمل ميكند حالا اگه يه وقت اين

اميد نباشه و نااميدي باشه اون درد...

 

امروز تقويم سالي كه تو راهه رو گرفتم سال 87 روز پنجشنبه اول فروردين شروع ميشه و روزجمعه 30 اسفند تموم ميشه جالبه سال بعد فقط يه روزه روز پنجشنبه شروع و روز جمعه تموم ميشه فرصتها خيلي زود ميگذره...

 

خواهم مرد از تنهايي اين دل تنگم روزي

 روزي در فاصله ها در انتظار خواهم مرد

روز سي ام يا دوم يك بهار خواهم مرد

در سكوت و تنهايي و دلتنگي

در قفس بي پنجره بي قرار خواهم مرد

با پرنده ي اسير سقوط خواهم كرد

در نقطه صفر يك مدار خواهم مرد

پابرهنه روي خاك داغ اين كوير

يا در جاده اي پر گرد و غبار خواهم مرد

دير يا زود چه فرقي ميكند اين

حرف اين است كه هر لحظه هزار بار خواهم مرد

بي تو من تهي از حس گرم و اكسيژن و آب

بي تو روزي خالي از اعتبار خواهم مرد...

 

پدري براي سرگرم كردن فرزندش نقشه جهان را چند قسمت كرد و به او داد تا مانند پازل درستش كند. پسر خيلي زود اين كار را تمام كرد. پدر كه ميدانست فرزند با نقشه دنيا آشنايي نداشته تعجب كرد و پرسيد: ...چه طور به اين سرعت توانستي تكميلش كني ؟؟؟ پسر جواب داد: پشت نقشه عكس يه آدم بود ، آدم را ساختم جهان خود به خود درست شد.

 

نوشته شده توسط فرهاد خسروی | موضوع: | لينک ثابت |